|
اين روزها عده اي طبق سنت سيئه شانتاژ كردن و از كاهي كوهي ساختن براي اينكه به زعم و گمان خود حرف و حديث تازه اي داشته باشند و به نوعي به اصطلاح بازارگرمي كنند دست به گمانه زني هاي كهنه و از سكه افتاده اي مي زنند كه چيزي بيش از يك دل خوش كنك براي آنها و تني چند از كساني كه دوست دارند دائم نق بزنند و سياه نمايي كنند حاصلي ندارد. خبر از حذف و كنار گذاشتن فلان وزير و يامديراز اين دست شامورتي بازي هاي سياسي تبليغاتي است.
موضوع كذب و كاملاً ساختگي حذف دو وزير راه و نفت كه بعضي از جرايد براي اين كه تيتر داغ و جذابي داشته باشند به آن پرداختند و زمان آن را نزديك اعلام كردند در همين راستا قرار دارد. دو وزيري كه طبق مرام و مسلك و خوي مشهور اهالي دارالعباده يزد بي سروصدا و ادعا و بي آن كه به چپ و راست نگاه كنند سرشان به كار سنگين و طاقت فرساي اداره دو وزارتخانه اي بوده كه جنجال و بحران در ذات و جوهره آن دير هنگامي است ريشه دوانيده به گونه اي كه اگر توفيقي به دست آورد ميوه شيرين يك عزم ملي و براساس همت و خرد جمعي تمام مسئولين و كارگزاران خدوم نظام است و چنانچه گرفتار كم توفيقي در اجراي پاره اي از پروژه ها بشود در پشت آن نيز مسئوليتي فراتر از قلمرو محدود آن نهفته است. به طوري كه بي انصافي است اگر بار همه كسر و كمبودها را به دوش يك نفر به عنوان وزير و معاونين آن وزارتخانه بار كنيم . علي الخصوص كه پاي عرصه اي چون وزارت نفت هم درميان باشد.
وزارتخانه اي كه عالم و آدم از چهار گوشه جهان به آن چشم دوخته و هر دشمن قسم خورده و نابكاري بخواهد زهر خود را بر نظام بريزد وزارت نفت را درسيبل قرار داده و آن را هدف مي گيرد تا با گذاشتن چوب لاي چرخ آن تمام اركان نظام اعم از اقتصادي و حتي سياسي را از تك و تا بيندازد.
قصه نفت در كشور ما از لحظه اي كه آدمي چون ويليام ناكس دارسي قدم شومش را به ايران گذاشت تا امروز به طور دائم و بلا انقطاع در كانون حوادث، بحران و فراز و فرودهاي سياسي و اقتصادي قرار داشته به گونه اي كه نهضت بزرگ ملي شدن نفت در قلمرو و حوزه آن پاگرفته و چون خاري در چشم مستكبران و غارتگران بين المللي فرو رفته است شخصيتي چون دكتر محمد مصدق قرباني مطامع مافياي جهاني آن شده است و باز بخاطر همين ذخيره استراتژيك ، غرب غدار لحظه اي چشم از اين ثروت ملي برنداشته و با انواع و اقسام ساز و كارها و حيله گري ها تلاش نموده تا هم از توبره و هم از آخور بخورد و شيره جان ملت را بكشد.
حتي پس از ملي شدن صنعت نفت در ايران تاريخ گواه است امريكايي ها با راه انداختن دم و دستگاه كنسرسيوم تلاش نمودند تا با ترفندي ديگر نفت ما را بچاپند و ثروت ملت را غارت كنند.
حتي در سال هايي كه مردم ايران در تدارك انقلاب اسلامي بودند شاهد بوديم همه حواس امريكائي ها به نفت ايران بود واين كه اين لقمه چرب را از دست ندهند.
نهايت ساده لوحي و بي انصافي است اگر كسي بخواهد ميزان مسئوليت و همت و تلاش و تواني كه مديريت بر اين حوزه عظيم به آن نياز دارد را هم سنگ ساير مسئوليت ها قرار بدهد.
وزارتخانه اي چون نفت به تنهايي به اندازه چند وزارتخانه است . امور بين الملل آن خود دنيايي است از مسئوليت و فعاليت سياسي و ديپلماسي ظريف و نفس گير ، همان گونه كه بخش اقتصادي آن كه درحقيقت مادرخرج تمام ارگان هاي كشور است و يا حوزه اكتشاف و استخراج و فرآوري كه ميدان عملي بسيار بزرگ را دربرگرفته و دنيايي از كار و مسئوليت را شامل مي شود.
امروز كساني كه بي توجه به مسائل بزرگ توقع دارند شخصي كه مسئوليت مديريت عالي بر اين وزارتخانه را دارد معجزه كند و ظرف آن هم چند ماه تلافي يك عمر كم كاري و كاستي هايي كه به دليل فشارهاي خارجي تبديل به مرضي حاد شده است را درآورد نفسشان از جايي گرم درمي آيد ...
.
نمونه بارز آن همين موضوع بنزين و اجراي مواد و دستورات مندرج در تبصره 13 لايحه بودجه جاري كشور است.
نهايت ناجوانمردي وبي مروتي است اگركسي متوقع باشد يك وزير ظرف چند ماه بتواند كاري را به سامان كند كه در سريعترين و موفق ترين شرايط نياز به سال ها كارفشرده و مستمر دارد. حل مشكل بنزين و وارد نكردن آن از خارج موضوعي است كه بايد از حداقل يك دهه قبل پروژه آن كليد مي خورد تا با ساخته شدن چندين پالايشگاه جديد كمبود فعلي جبران مي شد.
اين چه عادتي است كه ما ناگهان در دقيقه 90 به فكركمبودها مي افتيم و بي محابا همه كاسه كوزه ها را سر كسي مي شكنيم كه از بد حادثه مسئوليت را پذيرفته است.
مروري ولو كوتاه و گذرا بر مواد مندرج در تبصره 13 پرده از اين واقعيت برمي دارد كه:
1- تمام مسئوليت به عهده يك وزارتخانه يعني وزارت نفت نيست و چندين كانون و ارگان ديگر نيز در اين مسئوليت متعهد هستند.
2- اجراي مفاد تبصره 13 نياز به زيرساخت هايي دارد كه اگر بي توجه به آن ، وزارتخانه اي باري به هر جهت اقدام به اجراي عجولانه آن بكند كاري جز حيف و ميل و اتلاف سرمايه انجام نداده است. گرفتاري اين است كه ما عادت كرده ايم اگر كسي زير بار انجام كاري نرفت فوري آن را به حساب كم كاري بگذاريم حال آن كه دهها محمل ديگر ممكن است در قبال آن وجود داشته باشد. محمل هايي كه از يك منطق بالا و حساب شده سرچشمه گرفته و انجام يك پروژه را منوط و مشروط به رعايت اصول و قواعد و قوانيني كه حكم پيش نياز دارند مي كند كه اين دقت در جاي خود لايق تقدير و تحسين است.
آقاي وزيري هامانه در چنين فضا و ميداني مردانه و درنهايت فداكاري شانه زير بار كاري گذاشت كه خيلي ها جرأت پذيرفتن آنرا نداشته و هنوز هم ندارند.
بياييم بجاي ناسپاسي در مقابل اين ايثار با يك ياعلي مردانه دست وزيري را بفشاريم كه اين روزها براي پيشرفت كارهايش سخت نياز به اين ياري دارد .
از ياد نبريم گاهي داوري هاي شتاب زده مردان بزرگ را در يك قدمي موفقيت متوقف كرده است. هيچ فكر كرده ايم وزيري هامانه مصداق بارز اين توفيق بزرگ اما در عين حال مواجه با كم لطفي و گاهي سوء نيت عده اي بدنيت باشد.
به عنوان نمونه گفته مي شود وزيرنفت نتوانسته در امر تبديل تعدادي خودرو از بنزين سوزبه دوگانه سوز اقدام كند. اين افراد هيچگاه از خود نمي پرسند در تبصره 13 تبديل چه تعداد خودرو به عهده وزارت نفت واگذار شده است. آيا اين تعداد نامحدود است و يا طبق آئين نامه اجرايي تبصره 13 تنها 120 هزار دستگاه خودرو را شامل مي شود؟! كه البته درخصوص تبديل اين تعداد خود رو كه البته بخشي از آن تبديل شده و بقيه آن نيز در ماههاي باقيمانده سال تبديل خواهد شد زود است براي قضاوت. هرچند تأمين مخزن CNG كه توليد آن در دنيا محدود است و به دليل كاربرد دوگانه اي كه دارد در فهرست تحريم قرار گرفته كاري است سخت ..چرا كه در حوزه همان سنگ انداختن ها و فشارهايي قرار دارد كه غرب و امريكا چهارچشمي آن را مي پايند. اما اگر بحث برسر توليد آن در داخل باشد بايد توجه داشت كه در همين مدت كوتاه در اين جهت اقدام شده و پروژه توليد آن در داخل كليد خورده است. پروژه اي كه از زمان آن زياد نگذشته و هيچگونه انحراف در پيشرفت فيزيكي نداشته است كه واقعاً حرف حساب اين گونه افراد با اين حساب چيزي غير از غرض ورزي نيست؟!
در جهاني كه كشورهاي بزرگ درگير موضوع انرژي و بحران آن در آينده اي نزديك هستند و مصرف بالاي آن را عامل اصلي بحران مي دانند و بر اين نكته اذعان دارند كه اگر 120 سال طول كشيد تا بشر يك تريليون بشكه نفت را مصرف كند تنها 30 سال طول خواهد كشيد تا همين مقدار نفت را با ميزان مصرف فعلي مستهلك كند بايد ديد در چنين وانفسايي كه مرض مصرف روزافزون در مقابل عرضه اندك مبتلا به كشورها شده است آيا حق است ما تمام بار گناه را گردن يك نفر انداخته و موضوعي با بعد بين المللي و جهاني را در فضاي محدود غرض و مرض هاي سياسي به يك شخص نسبت بدهيم ؟
|